آن را آسان تر می شود با گذشت زمان آنها می گویند. اولین ها همیشه سخت ترین.

اولین تولد اولین سالگرد اول تعطیلات بزرگ.

اولین روز پدر.

بدون پدر ما.

خواهر من Nikkii و من از دست ما پدر و بیل Stallsmith در Jan. 30 پس از یک دهه نبرد با آمفیزم و COPD.

Nikkii و من می خواهم به انجام کاری خاص این روز پدر به جای سنتی ما ناهار. مطمئن شوید که ما می تواند پیوستن به مادر را از وعده غذایی مورد علاقه خود و نشستن در اطراف به داستان اما ما انجام شده است که با هم و تقریبا پس از او درگذشت.

بیشتر: نیویورک Revs به ارائه پنبه حلاجی تمرین برای پدر در روز پدر

بیشتر: مینی گلف استان و دیگر فعالیت در فضای باز. در اینجا چگونه آنها می تواند متفاوت باشد

پدر نمی خواهم یک مراسم تشییع جنازه او می خواست یک حزب است. او خواسته است که خود را خاکستر پخش می شود و نه به خاک سپرده شد.

مانند بسیاری از مردم COVID-19 تاخیر این برنامه. اما این ویروس نمی تاخیر روز پدر.

و در حال حاضر ما از چپ به مناسبت روز بدون پدر.

به جای ناهار با ما خواهد رسید برخی از نقاط اطراف نیویورک است که به او مهم است.

ما شروع با خانه او ساخته شده است برای مادر و مدت کوتاهی پس از من متولد شد. او را به آنچه او می خواست یک گله دار با یک به پایان رسید زیرزمین و غرق پذیرایی کامل با سقف کلیسای جامع.

ما صرف نزدیک به 20 سال است که در خانه.

آن بود که در آن بزرگ شدم. جایی که من یاد گرفتم که عشق جاندیر, تراکتور, سگ بزرگ و خواندن کتاب آتش و یا بر روی نیمکت و یا تخت یا زیر یک درخت در حیاط خلوت.

این بود که من سوار دوچرخه من برای ساعت ها در پایان ضربه توپ تنیس در برابر خانه شات سبد و بعد از تاریکی بود و خود من والیبال دادگاه.

پدر نبود چه می خواهد تماس ورزشی نوع پسر بنابراین تمام کسانی که روز پدر تبلیغات با لباس کامل ورزشی هدیه ایده نیست برای او. او دوست داشت هاکی روی یخ که بسیار آن است.

این تغییر که من بزرگتر شدم. پدر به عنوان مثال کامل از پرورش بیش طبیعت چون خواهر و برادرزاده و من او را جامد طرفدار دختران/زنان دو و میدانی. او نمی دانست که اولین چیزی که در مورد تنیس, بسکتبال و یا والیبال, زمانی که من شروع به بازی اما او هرگز از دست یک بازی و یا بازی من بازی در مرکزی نیویورک. همان حقیقی است که خواهر من با بازی سه ورزش هر سال در کارلایل.

هنگامی که برادرزاده من شروع به شنا با حضور او به عنوان بسیاری از ملاقات به عنوان او می تواند تا زمانی که تنفس خود را ساخته آن را بیش از حد دشوار است.

او رهبری عنوان مثال در آموزش Nikkii و من به صحبت می کنند تا برای آنچه که ما فکر می کردیم درست بود.

گاهی اوقات آن را برای چیزهای کوچک مانند گرفتن booster باشگاه برای خرید قهرمانی کت به جای عکس پلاک دبیرستان تیم والیبال.

هدف خود را کمی بزرگتر بود زمانی که او نوشت به Shippensburg رئيس دانشگاه به شکایت در مورد وادار کردن تیم والیبال به بازی در یک بازی غیر قانونی بدنسازی برای دلجویی از یک مربی از یک تیم مردان. پس از رفتن را از چهار سال در دبیرستان بدون اینکه به نام به دفتر مدیر که تماس به دفتر رئيس جمهور بود و کمی دلسردکننده است.

روز یکشنبه ما را در راه بازگشت از منچستر شهرستان به غرب نیویورک به محل سابق خانواده شرکت پیمانکاری. آنچه که اخیرا زشت انبار شد I. Reindollar و پسر, Inc. زمانی که من در حال رشد بود.

هنگامی که آن را احساس پدر و من را به دفتر بروید و انتخاب کنید تا یک درایو چهار چرخ وانت با یک تیغه برف در جلو. ما می خواهم از یکی از بستگان به بعد به مراقبت از خود را در برف.

من بیل پیاده روی و مراحل و او را شخم وآمد. ما آن را به صورت تازه و قهوه خود را در فلاسک یک فنجان شکلات داغ برای من و شاید یک کوکی یا دو اگر ما خوش شانس بودند.

وجود دارد هرگز یک انتظار از پرداخت هر راه دیگر.

ما سر سامنر خیابان به سمت نیویورک Fairgrounds که در آن Nikkii و من خاطرات خوشی از نیویورک و نیویورک شراب و پنیر و آبجو جشنواره است.

پدر یک زندگی عضو York Sertoma باشگاه که تا به حال همبرگر غرفه در نمایشگاه و زد امتیازات غذا در این جشنواره است. پدر و برنده چندین گوشت خوک Cookout شاه عناوین در نمایشگاه و آمد تا با منوها برای Sertoma باشگاه غذا می ایستد.

ما صرف یک تابستان تمام تست یکی شیرین و ترش گوشت خوک دستور پس از دیگری از او به عنوان کامل آن برای اولین بار رقابت است.

این بود که شروع عشق خود را از پخت و پز برای افراد دیگر. که منجر به ایجاد یک شرکت غذا که تخصصی در hog کباب. ما همه کار برای او و با او در طول سال.

او تا به حال هرگز هر گونه رسمی آموزش آشپزی, اما پسر ما یاد بگیرند که بسیاری از او. او پخته شده برای سیاستمداران و صاحبان کسب و کار مشاهیر و دلقک (بله واقعی دلقک).

او توسعه دستور العمل های که او نمی خواهد به دور و او تبدیل به یک اندازه ریختن به یک آشپزخانه تجاری.

و این همه را با نیویورک Sertoma باشگاه.

از fairgrounds ما سر به مرکز شهر نیویورک برای اولین کلیسای پروتستان که در آن Nikkii و من غسل تعمید شد, درست مثل پدر و سه نسل از خانواده خود را قبل از او.

ما نوسان گذشته هانا پن مدرسه و ویلیام پن Sr. بالا هر دو پدر و مکان حضور داشتند.

و ما در پایان در استعمار دادگاه یکی از ساختار های پدر بود و افتخار می کنم به بخشی از. آن ساخته شده بود توسط Reindollar.

ما نمی خواهد بود قادر به رفتن در داخل و در عین حال از آنجا که آن را کاملا آماده برای عموم به دلیل بیماری همه گیر. اما ما قادر خواهد بود برای پوشیدن یک شرکت کلاه و گرفتن عکس در کنار علامت در مقابل یکی از آخرین خانه که پدر کمک کرد.

و Nikkii و من مانند بسیاری از افراد دیگر در هر سال کمک خواهد کرد که هر یک از دیگر از طریق یکی دیگر از اول بدون پدر ما.

خواهیم دید که برخی از چیزهایی که به معنای بسیار به او و اگر ما خوش شانس ما خواهید بود قادر به دیدن کمی از او در هر یک.

صدفی Stallsmith یک روند خبرنگار نیویورک رکورد روزانه. او را می توان در رسید mstallsmith@ydr.com و یا به دنبال در توییتر @ShelStallsmith.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de