کالج دور از خانه بوده است و بسیاری از چیزها است. آن بوده است استقلال مثل من هرگز تصور قبل از. این احساس مانند سه سال sleepover با دوستان من برای مراقبت عمیقا از ابتدا. اما مهمتر از همه این است که یک آموزش و پرورش — و نه سنتی علمی ، در حالی که من گرفته ام کلاس من لذت بردم با اساتید من تحسین من بزرگترین درس آمده اند از مردم با من ملاقات کردم. و من قدم به سال ارشد من در بر داشت که بسیاری از این درس آمده اند از همان شخص همان دوست.

سال اول آنوشکا امیدوار بود و کنجکاو. او تصور نسخه از شمال کالیفرنیا کمتر ابری تر از آن است که در واقع آفتاب گرم و نسیم دوستانه. او قرار داده تا با اعتماد به نفس جلو به عنوان اینکه او به مواجهه بسیار تغییر در یک بار و هیجان او را از طریق سقف.

سال دوم آنوشکا itched برای چیزی متفاوت است. هیجان این کاملا جدید تجربه بود که در یک کشور در سراسر جهان از خانه تا به حال پختند و هیجان جدید مورد نیاز بود. او هنوز هم بیشتر خوشحال اما تا به حال شروع به گرفتن تا حدودی خسته. پس او هر چه حوصله و هنوز هم تا حدودی انگیزه دانشجو را انجام دهد — او پیوست یک سازمان است.

در یک گرم و خوش شب چند هفته به ترم پاییز سال دوم من معرفی شد به یک بازی کاملا جدید از گروه دوستان است. آن را به عنوان بی دست و پا به عنوان هر گونه اولین برخورد با افرادی که شما هرگز قبل از ملاقات, اما آن را نیز شب که محوری در سوال رفت و به زندگی من.

این دوست من مشابه در بسیاری از راه های. ما فورا از آنجا که ما هر دو باید قوی نظرات در مورد دولت هند. ما هر دو بي پروا به بیان نظرات ما در مورد مسائل ما در مورد مراقبت. ما هر دو نظر خودمان بسیار انعکاسی اما مطمئن نیستید که چگونه به عمل در ما بازتاب به تغییر کیفیت به طوری ذاتی خودمان.

من یاد گرفتم که من اولین درس بزرگ نه بیش از حد طولانی پس از اول ما تعامل — که محبت شما را به یک راه طولانی به عنوان ساده به عنوان آن ممکن است صدای. من تمایل به فراموش احساس صدمه دیده و یا شکست اما دوست من به من کمک کرد درک اهمیت ماندن مبتنی حتی زمانی که شما احساس می کنید مانند جهان است که تماما علیه شما به دلیل آن را تقریبا هرگز است. همیشه وجود دارد یک راه از طوفان در سر خود را.

دوم من درس بود که بیان من نظرات مطلع شمارش آنجا که اعتراف به جهل و نادانی من. آن را OK می گوید: “من نمی دانم” و این نیز موجب صرفه جویی در شما مقدار زیادی از پتانسیل خجالت است که می تواند با ابهام خارج می گردند. اعتراف میکنم که به عنوان یک دانشجوی سال اول من ساخته شده طولانی بحث در مورد موضوعات من نمی دانم زیادی در مورد دلیل آن را به سادگی غیر هندی فرد گوش نمی دانید بهتر است. هنگامی که من تا به حال به خوبی آگاه از دوستان که به طور کامل درک هند (که در آن ما هر دو از) آنها می تواند به طور مداوم نگه دارید من پاسخگو برای من نظرات.

من سوم درس بزرگ آمد از حادثه من فکر می کنم در مورد اغلب است. ما با داشتن یک شام زود هنگام با برخی از دوستان است و قابل پیش بینی نیز با داشتن یک گفتگو در مورد هند است. من درهم و برهم در مورد های مختلف اجتماعی و اقتصادی وضعیت در سراسر ایالت در هند که دوست من به آرامی من را متوقف و به یاد من به یاد بگیرند که مخاطبان من بود قبل از ادامه. من با خواندن این اتاق و متوجه شدم که ما با وجود دوستان هوش خود نمای کلی از هند تحریف شده توسط کلیشه ها و رسانه های غربی و در نتیجه نامطلوب. خوشحال است که من بهتر درک خود را از تعصبات دوست من در زمان بیش از مکالمه و ما تا به حال فوق العاده انجام بحث آن شب ما به عنوان ارائه متنوع تر نسخه از هند به عنوان ما آن را می دانستند.

من قدم به آخر سال به طور قابل توجهی بزرگتر و به اندازه کافی عاقل تر از من به عنوان یک دانشجوی سال اول و من مدیون یک تکه از این تجربه رشد و بورس تحصیلی به مردم با من ملاقات کردم. بیشتر از همه من راه رفتن را به من سال آخر دانشگاه که به من داده شده بسیار با دانش است که گاهی درس نیست و در کتاب های درسی و یا راه حل های رایگان برای مجموعه مشکل در Chegg. گاهی اوقات شما پیدا کردن یک درس در تبادل کنجکاوی مجموعه را به این آهنگ از Simon and Garfunkel در پس زمینه یک درایو را از طریق شمال کالیفرنیا از غور و چت از طریق صفحات از تخم مرغ Kejriwal, از ruminations در مورد فلسفه و معنویت از طریق تماس های ویدئویی. درس از مردم شما به خودتان اجازه از یادگیری است.

آنوشکا Agrawal می نویسد: دوشنبه ستون در تجربیات او به عنوان یک دانشجوی بین المللی از هند است. او تماس بگیرید در [email protected]

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de