سام مات کشته در یک حادثه غم انگیز در مدت کوتاهی قبل از 31st تولد. کلمه به سرعت گسترش و گروهی از مردم جمع شده بودند خود به خود در مقابل خانه اش در شهر است. آنها ایستاده بود در خیابان به عنوان روز تبدیل به شب. بسیاری از مردم وجود دارد همسایه ها که تا به حال زندگی می کردند در بلوک بسیار طولانی تر از سام. به عنوان آنها صحبت آنها متوجه شدم که سام می دانست که هر یک از آنها را به خوبی هر چند آنها نمی دانید هر یک از دیگر.

او صرف زمان با همسایگان خود گوش دادن به داستان های خود را کمک به آنها را زمانی که او می تواند. وجود دارد تنها یک مرد در حال مرگ از سرطان که سام بازدید به طور منظم به نگه داشتن او شرکت می باشد. وجود دارد دو پرستار او نوشید شراب سرخ با خود به ایوان گاهی اوقات پس از آنها به خانه از تغییرات خود را در بیمارستان. وجود دارد یک پسر جوان که به رشد عشق ماشین ها به دلیل سام عاشق اتومبیل و او را اجازه دهید پسر بازی در حال تغییر مجموعه ای از وسایل نقلیه پارک شده در اطراف خانه خود را.

او دوست داشت مردم بود و بسیاری از دوستان بسیار نزدیک است. سام یک پسر اختصاص داده شده به مادرش Kappy و به مرد هولمز که به جمع آوری او را.

چرا که او شیفته با قطب شمال سام گرفت و مادرش در سفر به گرینلند جایی که آنها چیزهایی را دیدم که چند نفر تا به حال خواهد شد را ببینید. آنها راه می رفت در یخ و پرواز بیش فیروزه ای-آبی رودخانه های مسابقه به دریا. آنها در زمان یک قایق به توده ها و crawled شده در یک با یکدیگر. آنها را دیدم muskox با سورتمه حمل کردن سگ ها و بازی فوتبال با گرینلند کودکان است. آنها فرود آمد در یک خلیج در شمال دایره قطب شمال و شنا کردن به یک سنگ در وسط آن یک سنگ که شاید هیچ کس تا به حال ایستاده بود در قبل و شاید هرگز دوباره. سام پر از بطری های آب از یک رودخانه در icesheet مبارک به نوشیدن آب فقط از ذوب یخ پدید آمده پس از دفن میلیون ها سال پیش در واقع “بطری در منبع” او گفت:.

من با سام که اعمال او به عنوان یک دانشجوی رشته هنر در UCSB کالج مطالعات خلاق. من در کمیته پذیرش و فکر نمونه کارها خود را نشان داد بسیاری از وعده. آن را انجام داد. او ساخته شده برخی از قابل ملاحظه ای فردی و پیچیده نقاشی از سمت راست شروع. در یک طرف از خانواده اش بودند معماران و هنرمندان است. سام بود که درک درستی از طراحی و زیبایی شناسی است که می تواند از رشد جدی هنر به عنوان بخشی از زندگی روزانه خود را.

در طرف دیگر مات خانواده شناخته شده برای انسان دوستی است و بخش دیگری از سام پس زمینه و میراث. چارلز استوارت مات بنیاد تاسیس شد و در سال 1926 توسط سام پدر بزرگ. سام پدر و پشتیبانی سیاسی و اجتماعی باعث می شود که او قرار داده در Nixon دشمنان لیست.

سام پشتیبانی سازمان های غیر انتفاعی اما او نیز به طور مستقیم به افراد او را می دانستند و یا ملاقات در جامعه خود را. به اعتقاد او در کمک به مردم نیازمند اما او نیز لذت می برد خلاق هدیه دادن. او به پرداخت برای مراقبت های پزشکی برای افرادی که می تواند آن را ندارند. او خرید کامیون های جدید و اتومبیل برای دستمزد پایین کارگران در خدمه که مشغول به کار در املاک خود را. داستان های بسیاری در مورد سخاوت است. او دوست داشت برای جستجو و به مردم بهترین. من شنیدم از بچه ها که دیدم یک عکس از سام و گفت: “من می دانم که مرد. من در خط در فروشگاه اپل برای خرید یک آی فون جدید هنگامی که آن را برای اولین بار بیرون آمد و به او پرداخت می شود برای هر کس در خط.” او دوست داشت به مردم چیزهایی را که آنها ممکن است در غیر این صورت قادر به لذت بردن از. مانند یک کیف دستی طراح برای یک دختر با یک دوربین گران قیمت برای یک Hollister تگزاس دروازه گارد علاقه مند به عکاسی و یا سفر به NBA نهایی بازی برای گروه های دوستان. او مجذوب بزرگ ورزشکاران و هنگامی که خواسته Michael Jordan اگر او می تواند خود را لمس سر; اردن به او اجازه دهید. سام شروع به یک شرکت برای طراحی و اهدا پایدار streetwear به علت ارزش. هدف این بود که نه پول را به بازگشت.

او خوش تیپ و ورزشی او شور و شوق زیادی برای زندگی است. او اعتماد به نفس و نمی جستجو از نور افکن هر چند شخصیت او و اعمال شد نورانی و گاهی بزرگتر از زندگی است.

سام به حال غیر معمول حافظه بصری. آن را یک بار به من کمک کرد تا نجات برخی از دانش آموزان از یک وضعیت مخاطره آمیز. من آموزش نقاشی چشم انداز کلاس. ما کمپینگ در یک دره با فقیر جاده های خاکی و بدون چراغ است. یک دانش آموز به نام همراه من برای کمک به. ماشین خود را خراب شده بود و او تا به حال آمپول زدن به بالای تپه برای دریافت پذیرش; او باتری درگذشت در حالی که ما صحبت می کردند. آن تاریک است. سام شنید, مکالمه و گفت: او می تواند کمک کند چرا که او همیشه حفظ تایر آج از از اتومبیل های که در آن او بود. او یک دانش آموز بود و من نمی دانستم او را به خوبی پس از آن. من فکر کردم که شوخی اما با یک چراغ قوه ما به دنبال این آهنگ را از دست داده و دریافتند که دانش آموزان قبل از هر چیزی بد اتفاق افتاده است. داستان های بسیاری وجود دارد مانند این مورد سام.

زمانی که او تبدیل به 18 او کردم و تو در آغوش او که گفت: “اجازه بدهید ما شناخته شده توسط ما و شماست.” او می خواست خانواده اش به افتخار از آنچه که او انجام داد.

یک تئوری وجود دارد که کسانی که می میرند جوان اغلب زندگی, سریع, کامل, زندگی, به عنوان اگر آنها یک اخطار قبلی خود را در مدت زمان محدود. سام نام مستعار به عنوان یک بچه بود داش; زندگی او کوتاه بود اما نور برای بسیاری از مردم است. یکی از همسایه ها ایستاده در مقابل خانه خود گفت: “ما شاهد یک شهاب سنگ.”

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de