2016 نسخه خودم که خراب شد باز او را پذیرش ایمیل را نداشته اند قادر به تشخیص این مجموعه تاریخ و شرایطی که علامت اهمیت این لحظه.

وقتی که من دریافت پذیرش ایمیل از دانشگاه برکلی کمی بیش از چهار سال پیش من ویران شد. من تا به حال صرف تمام زندگی من را تشویق به حضور در این مدرسه و مانند باغی اقتدار و نفرت نوجوان من بود و من می خواستم چیزی بیش از مخالف است. من اذیت پدر و مادر من و بسیار نگران در مورد آنچه که من در آینده برگزار می شود هنگامی که من با بی میلی قبول ارائه دهد.

سپس رفتم به دانشگاه برکلی. از لحظه ای که من برای اولین بار پا در پردیس برای لحظه ای به من نوشت: این زندگی من بوده است تاری از تجربه های زیبا, شگفت انگیز, فرصت ها و رشد فوق العاده ای. آن را تقریبا خنده دار است که حتی با همه چیز است که تغییر کرده من خودم خیره با احساس مشابه در صدراعظم کارول مسیح ایمیل اعلام لغو شروع. من ویران شد.

اولین خاطرات من با آشغال داستان در مورد درخشان و مهندسی فکر پدربزرگ و چگونه آن را به حال همیشه رویای خود را برای رفتن به دانشگاه برکلی. اما متولد و بزرگ شده در ایران در 1940s, او تا به حال شانس کمی برای کار راه خود را به ایالات متحده است. زمان من مادر و خواهر و برادر او متولد شد او به رسمیت شناخته شده است که او نمی باید ایستاده و یا امتیاز به واقع رسیدن به آن رویاها را برای خود به طوری که او تغییر تمرکز خود را به ارائه این فرصت را برای کودکان خود.

پدربزرگ من کار سخت بود به اندازه کافی به مادر من در اینجا, اما چالش های او مواجه اخیر به عنوان یک ایرانی مهاجر به رهبری او را برای حضور در یک مدرسه کوچک در نزدیکی عمه او را به خانه. زمان من مادر خواهر و برادر جوان تر بودند تقاضا برای آنها تا به حال به نفع جذب شده و در یک دبیرستان آمریکایی و در نهایت دریافت پذیرش به رویای خود دانشگاه. در اولین سال از دو سال قبل مادرم به من داد تولد — خانواده متزلزل شد توسط اخبار ویرانگر که پدر بزرگ من تا به حال کشته در سقوط هواپیما در ایران, یک infuriatingly اتفاق معمول در theocratically دیکته خانه کشور است.

عمه و عموی تصمیم به انتقال به مبهم تر نهادهای نزدیک به مادر خود را به پایان برساند درجه خود. من مادر و خواهر و برادر او’ در آرزوی دریافت top-tier آموزش و پرورش آمریکا و همچنین پدر بزرگ من, رویای دیدن فرزندان خود در انجام چنین شاهکار با او درگذشت. و فقط به عنوان پدربزرگ من اهداف منتقل شده بود به مادرم منتقل شده او نسبت به ایجاد این فرصت برای من به طوری که من ممکن است در نهایت به خانواده ما با هم به جشن می گیرند کسی که راه رفتن در سراسر UC برکلی شروع مرحله.

من بسیار سخت کار کرده تا به اینجا برسم و من ویران لغو از من شروع. آن نیست تا زمانی که من نشستم به نوشتن این ستون با آن چهار درخشان سال از رشد زیر کمربند من بود که من قادر به واقعا اهمیت از دست دادن مراسم فارغ التحصیلی و به همین دلیل من احساس عمیق غم و اندوه بیش از این است.

من تا به حال تجسم آن روز تا زمانی که من می توانید به یاد داشته باشید. روزی که من نشسته بود در میان همسالان من که مبارزه کرده اند به همان اندازه به عنوان سخت اگر نه سخت تر نیز وجود داشته باشد و درجه ای که ما مشغول به کار بود به سمت. روزی که من قطعا باید در نهایت شکوفا شده به یک زیبا و پویا و موفق انجام شده و زن جوان با اطمینان راه رفتن در سراسر مرحله به دریافت دیپلم من و عبور از خط پایان در بزرگسالی با خانواده من — افرادی که خیلی سخت برای من در اینجا — بشاش با افتخار از مخاطبان است. تا زمانی که من بستری شد همه چیز من بود برای اطمینان از نقطه من در دانشگاه برکلی شروع مراسم; هنگامی که من بستری شد همه چیز من بود برای حفظ آن است.

اما در نشسته به تجزیه و تحلیل این غم و اندوه و ریشه های آن, من قادر به تشخیص آن را به عنوان بسیار بیشتر است. این قرار بود یک جشن خانوادگی از پیروزی, دیدن یکی از ما که در سراسر دانشگاه برکلی مرحله به دریافت دیپلم. موفقیت من در آن لحظه می توانست نتیجه نسل خستگی ناپذیر تلاش و مبارزه در برابر ظلم و ستم و زندگی به طور کلی. هنگامی که من به نام برای به اشتراک گذاشتن اخبار با مادر گیر به آرامش و اطمینان من است که ما را موقت فارغ التحصیلی در اتاق نشیمن زمانی که من به خانه.

با این وجود این احساس در حالی که مانند تمام شده بود از دست داد و من محکوم به هرگز فارغ التحصیلی در وهله اول به عنوان اگر آن را یک شوخی کیهانی که چگونه بسیاری از بار من تا به حال تصویر آن روز. اما هنگامی که من از طریق کار اولیه افسردگی بود که من بستری برای سه هفته اول از مستند من پشت کردم به همه چیز که در آن من تا به حال شده سرمایه گذاری خودم در طول این چهار سال گذشته — اتمام کلاس بندی کردن پروژه ها برای کار من در پناهگاه بی خانمان محلی نشسته به نوشتن این خداحافظی موقت برای روزنامه من خیلی دوست داشتم در زمان من در دانشگاه برکلی است.

2016 نسخه خودم که خراب شد باز او را پذیرش ایمیل را نداشته اند قادر به تشخیص این مجموعه تاریخ و شرایطی که علامت اهمیت این لحظه. او نمی خواهد قادر به دیدن ذاتی بهره مند شوند و ناعادلانه امتیاز در قادر بودن برای رسیدن به آموزش عالی در یک موسسه مثل UC برکلی و نمی توانست به اندازه کافی بالغ به دنبال گذشته سطح احساسات در ارتباط با لغو شروع.

بنابراین در اینجا نهفته است اوج همه کار من و که بسیاری از قبل از من. لغو ما مراسم فارغ التحصیلی است به همان اندازه از دست دادن به من و کل خانواده را به عنوان اتمام این رشته است پیروزی بزرگ خود را.

با تشکر از شما به پدر و مادرم که به من اجازه جشن گرفتن همه این پیروزی به عنوان اگر آنها خود من و کسانی که به من یادآوری می کنند که پیروزی هنوز پیروزی حتی اگر آنها نمی آیند به عنوان ما آنها انتظار می رود.

و با تشکر از شما به هر فرد شگفت انگیز و سازمان ساخته شده است که این چهار سال گذشته پس جادویی و رنگارنگ است. با تشکر از شما به خالد Kadir, Richard Koci Hernandez و امی Zins استادان که به من نشان داد چگونه زیبا و معنی دار آموزش و پرورش می تواند هنگامی که با نزدیک شدن با کمی بشریت است. با تشکر از شما به روزانه کالیفرنیا, بولز سالن و دوستان مادام العمر در پردیس جوامع است که رشد کرده و شکوفا با من از شروع.

سابرینا Kharrazi شد و در بهار سال 2020 مدیر فروش. او پیوست روزانه کالیفرنیا در تابستان 2018 به عنوان یک حساب کاربری اجرایی و ارشد حساب اجرایی و عضو تنوع سهام و ورود کمیته در پاییز سال 2018 و بهار سال 2019. او به عنوان منشی و مدیر فروش در تابستان 2019 و دستیار مدیر فروش در پاییز 2019. او فارغ التحصیل با مدرک لیسانس در مطالعات رسانه و افراد زیر سن قانونی در روزنامه نگاری و در فقر جهانی و عمل است.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de