کلمات قدرتمند از یک متحد: هرگز دوباره (نظر)

نظر

پس از این COVID-19 همه گیر من می بینم بسیاری از طرف های مختلف از مردم من تا به حال هرگز قبل از دیده می شود. گاهی اوقات من احساس تنهایی می کنم زمانی که برای دفاع از همه مردم در جامعه به خصوص مردم رنگ.

این فرد inboxed من پس از من به همه دوستان من برای حذف/بلوک من اگر آنها نمی بینم هر چیزی اشتباه است با بی عدالتی است که اتفاق می افتد در سراسر جهان است. من می دانستم که پس از آن و من می دانم که در حال حاضر که مردم از تمام جنبه های زندگی و نژادهای مختلف آن را ببینید همان راه است.

این واقعا لمس روح من و من گریه. شما می دانید چرا ؟ زیرا آنها مرد/زنان به اندازه کافی به لمس در مورد این موضوع و همدلی برای آنچه که اتفاق می افتد در این کشور است.

این فرد کسی است که زندگی در جامعه ما و شما هرگز نمی خواهد می دانم که آنها می تواند نوشتن چیزی خیلی متفکر و دلسوز:

دوباره…

دوباره

یک مرد جوان با وعده در چشمان او لسس خود کفش و طول می کشد که آخرین جرعه سریع از آب قبل از مصرف برای اجرای… او هرگز گرداند…

دوباره…

آنچه که افکار خود را در آن روز به او تنفس هوای تازه و ساخته می شود در جاده ها ؟ شاید او با نگاه به آسمان ممنون ابرها که پوشش خورشید برای خنک گرجستان گرما برای یک لحظه. شاید او فکر خانواده اش… شاید او از اخبار عجیب و غریب همه گیر بود که تهاجم به جهان و کشش آن عفونی انگشتان به سمت زادگاه خود. شاید او در برنامه ریزی برای آینده…

ما هرگز نمی دانیم… دوباره…

آنچه او را از طریق هوا باز پنجره خانه بود که تحت ساخت و ساز ؟ آنچه به من… بیش از یک بار انجام همان چیزی ؟ کنجکاوی… برای من و احتمالا برای او. اما هیچ کس در حال رفتن به متهم یا تعقیب کردن این بانوی سفید…

من به نگه داشتن در حال اجرا… دوباره…

مادر یکی دیگر از غرفه های آماده و قوی برای درخواست عدالت برای پسرش… حالا رفته… این تنها زمانی که شما نگاه به چشمان او که می بینید یک درد که می رسد او بسیار روح! در عین حال او می ایستد… مانند بسیاری از Mamas قبل از او… درخواست همه ما به اجازه او مرگ بود بیهوده… من مثبت او تمرین این… او بدون شک روزانه نگران پس از تولد است که این ممکن است اتفاق می افتد… من مطمئن هستم او گفت: “اجازه بدهید این آخرین بار که ما از دست دادن پسران و دختران ما در این راه…”

درست مانند مادران قبل از او گفت… دوباره…

من که احساس توده در گلو من… دوباره…

من احساس می کنم کسانی که سوزش اشک laced با خشم… دوباره… من احساس می کنم باید کاری انجام دهد… دوباره…

این خیلی اشتباه… دوباره…

من سعی می کنم… من نیاز به صحبت کردن با کسانی که در اطراف من و بسیاری شنیده نشده… یا به من یک نگاه پوچ و ناگهانی muteness زمانی که آنها یاد بگیرند از خود عبور. برخی می گویند همان چیزهایی… دوباره. “او باید چیزی را انجام داده اند.” چگونه می تواند شما را باور یک ویدیو؟” آنها باید احساس زندگی خود را در خطر بود.” آنها بحث در مورد حقوق… دوباره… که??

دوباره… و دوباره…

ما در مورد آن آموخته هفته پس از آن اتفاق افتاد… دوباره… جزئیات ناقص هستند… دوباره…

مردان با اسلحه در حال خوردن شام در خانه… دوباره… آنها می خواهند به انجام تحقیقات بیشتر… دوباره…

حتی اگر آنها یک ویدیو… دوباره…

عدالت است که مصرف بیش از حد طولانی… دوباره…

مردم به دنبال یک دلیل برای محکوم کردن مرده… دوباره…

توقف!

نام و حافظه هر فرد ما از دست داده اند و… در یک لیست بسیار طولانی… گرفته از این دنیا بیش از حد به زودی… در حال حاضر از جمله Ahmaud Arbery.

توقف… به نام همه که مقدس است… فقط متوقف کردن! هرگز دوباره…

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>