آن زمان ما تا به حال رابطه جنسی

یادداشت سردبیر: زیر یک مکالمه بین نویسنده و طلایه دار Turkel و یکی از دوستان او, سارا ریوز کسی که با او قبلا رابطه جنسی داشته است. گفتگو ویرایش شده برای وضوح و طول.

Scout: من حدس می زنم ما در خواب هم نمی کند که پس از ملاقات ما با یکدیگر است که شاید بخشی از داستان است. در سال اول چرا شما می خواهید به خواب با من ؟ [هر دو با خنده] منظورم این است که این سوال!

سارا: اوه خدا. خوب در اولین ترم دانشگاه, من می خواستم به تأیید من queerness. من به دنبال یک شریک از آنجا که من در حال حاضر در یک رابطه باز, اما من به دنبال عمیق تر تجربه با افرادی که نیست کشورهای مستقل مشترک المنافع مردان است.

Scout: از دیدگاه من به نظر می رسید مانند شما تا به حال خواب با تعداد زیادی از زنان و یا غیر از ما خواب با هم. اما من می دانم که من در واقع نمی دانند که در صورتی که درست بود.

سارا: من تا به حال با خواب شاید سه یا چهار غیر مردان بود اما بیشتر در مورد که مایل به بیشتر آژانس در صمیمیت. من تا به حال ملاقات دوست پسر من در اردوگاه که در آن وجود دارد مقدار زیادی از فشار خارجی در اطراف و بسیاری از فتنه با شما این بود که شما هوشمند و داغ و زیبا اما همچنین که من احساس من تا به حال آژانس در این تعقیب و گریز; وجود ندارد بنابراین فشار زیادی از دیگران است.

Scout: جالب است چرا که من احساس می کنم مانند این واقعیت است که ما می خواهم به تازگی یکدیگر را ملاقات کرد — و این که دوستان ما گروه نبود به طور کامل شکل گرفته — ایجاد شده بیشتر فشار برای من. من فکر می کنم بخشی از دلیل من پرسید: اگر شما تا به حال خواب با غیر از من است چرا که در ذهن من در آن زمان شما جالبترین فرد است که من می دانستم. بنابراین من احساس وجود دارد مقدار زیادی از فشار! مخاطرات احساس بالا و من می دانستم که من تا به حال ساخته شده است یک نما به شما فکر می کنم من سردتر از من بود. هر چند من نمی دانم اگر آن را کار کرده …

سارا: نه, آره, آن را انجام داد.

Scout: خوب خوب آن موفقیت آمیز بود [خنده]. منظورم این است که من تا به حال شده است در یک رابطه پیچیده با یک زن قبل از شما اما من هنوز هم تنها با خواب یکی دیگر nonmale فرد است. من فکر کردم من تا به حال به زندگی می کنند تا به نما من تا به حال ارائه شده و همچنین آدرس ترس من در اطراف با افراد جدید است. من مطمئن هستم که مشهود بود. منظورم این است که ما تا به حال فقط ملاقات کرد اما ما بلافاصله به حال یک اتصال. ما هر دو خیلی رو به جلو در لاس زنی —

سارا: بسیار.

Scout: اما من فکر می کنم شما بیشتر از من. من در واقع این داستان نیمه غالبا: ما حلق آویز کردن در اتاق خود را در اکتبر سال اول و همانطور که گفتم من می روم به شما گفت: “آه صبر کنید, من را فراموش کرده به شما بگویم چیزی” بسیار معمولی و سپس گفت: “بنابراین من واقعا می خواهم به داشتن رابطه جنسی با شما. من فکر می کنم ما باید رابطه جنسی داشته.” [هر دو با خنده] شاید در حال حاضر من نمی خواهد که واکنش من پس از آن — من امیدوارم که من نمی خواهد! من امیدوارم که من بیشتر آزاد و یا هر چیز دیگری. اما در آن زمان که بسیار تکان دهنده و انقلابی به من. آن لحظه کاملا تغییر راه من رفت و مورد درخواست مردم برای داشتن رابطه جنسی با من از وجود دارد; آن را واقعا رادیکال برای دیدن کسی بود بنابراین نترس از پاسخ. در واقع من فکر می کنم من گفت: “من نمی دانم! من فکر می کنم در مورد آن” و شما فقط گفت: “خوب است که خوب است!” [هر دو با خنده]

سارا: من واقعا اهمیتی نمی دهند اگر پاسخ این است که رفتن به آن نمی کند من را بترساند. اما سال اول من انجام آنچه من می خواهم در حال حاضر تماس سمی مردانگی همانطور که من شروع به ظاهر حرکت جنسیتی. و من فکر می کنم که اعتماد به نفس من بود که مربوط به آن است. نبود غلط اما این بخشی از یک نوع رفتار برای من که در آن من بود که واقعا صادقانه و امیدوار است که اگر من تمرین که صداقت من بهتر می تواند کشف کردن که چگونه همه چیز را به من احساس.

طلایه دار: که واقعا با کیفیت خوب. بخشی از دلیل سوال خود را آنقدر تکان دهنده برای من بود که آن را به من فهماند چگونه احساسی پشت سر من بود. من خیلی سپاسگزار شما در پاسخ به شما راه را به من اطمینان, با, بسیار, مراقبت, اما من همچنین می دانستم که من نمی تواند پاسخ داده اند همان راه اگر نقش ها معکوس شد. بود درخواست من به خواب با شما خود به خود? و یا آن را عمد?

سارا: آن عمد به این معنا که من می دانستم که چقدر من لذت بردم از شرکت شما و ما معاشقه و شیمی ما و من می دانستم که من می خواستم به داشتن رابطه جنسی با شما. آن شب من فکر می کنم من در تلاش بود به حرکت فراتر از احساس انتظار و ببینید که چه لذت و بدون پیش بینی خواهد بود. بنابراین من فقط بیرون آمد و از شما خواسته.

Scout: آه, وای, که چیزی است که من باید فکر می کنم در مورد لذت و بدون انتظار. که من به ارمغان می آورد به بزرگترین سوال: زمانی که ما در واقع رابطه جنسی, چگونه می توانم شما احساس می کنید مانند آن رفت ؟

سارا: راستش من می دانستم که شما تا به حال شده است در این رابطه با یک زن قبل و من هرگز تا به حال که با کسی که نیست یک مرد که ترسناک بود. من فکر زیادی در مورد چگونه شما درک من و داخلی خود من گه. منظورم این است که من تا به حال هرگز به طور کامل تأیید سکس من با افرادی که نبودند مردان است. فقط یک مقدار زیادی از درونی همجنسگرا ستیزی. چه شد سوال ؟ [هر دو با خنده]

Scout: چگونه می توانم به شما فکر می کنم ما بود!

سارا: این قطعا خوب پیش رفت. منظورم اینه که وقتی من هر نوع ارتباط با کسی که من معمولا سقوط در عشق با آنها بود و من در عشق با شما برای چند هفته. اما در حال حاضر من می توانید ببینید که فقط من هستم. من به دنبال آن اتصال — من برج حوت.

Scout: زمانی که من منعکس داشتن رابطه جنسی با شما, من به یاد داشته باشید آن را به شما به عنوان بسیار بیمار است. من نمی دانم اگر شما به یاد داشته باشید این اما در ابتدا, من حتی نمی تواند به شما بوسه! من خیلی ترسیده بودم — من تفرج خودم به عنوان یک گربه بزرگ در خود من جنس ستون. اما شما آنقدر صبور بودند. و هنگامی که ما شروع به داشتن رابطه جنسی من به عقب گرفته شده توسط چگونه به جلو و ارتباطی شما بودند. من فکر نمی کنم من تا به حال خواسته شده است آنچه که من می خواستم و شما به درخواست من به من فهماند که من تا به حال هیچ سرنخی. شما نظر می رسید با اعتماد به نفس و من خیلی ترس. اما ما تا به حال چنین شیرین. من فکر می کنم من احتمالا احساس در عشق با شما در حالی که ما با داشتن رابطه جنسی. اما من هم واقعا احساس نا امنی.

سارا: من فکر می کنم من نا امنی به عنوان به خوبی. من و بعد فورا رفت واز این بازخورد قبل از اینکه در مورد من که واقعا صادقانه و مستقیم است. من واقعا خوشحالم که چگونه من به نظر می رسد به جهان. اما من فکر می کنم بسیاری از این بود که در پاسخ به دیگر تجربه های جنسی که nonconsensual یا که من بسیار منفعل کردم و بسیار لذت کوچک. یادگیری رضایت و اعتماد به نفس است که خود من بود تصمیم. من تصمیم به آن را انجام دهد و من آن را انجام داد.

Scout: شما آن را انجام داد!

سارا: من آن را انجام داد!

Scout: شما نیز یکی از اولین عجیب و غریب دوستان من ساخته شده و من تاکید کردن در مورد چگونه به خود جذب من بود به شما. من واقعا بر این باور بودند که رابطه جنسی می تواند عذاب ما. من فکر کردم ما تنها گزینه بود که ما در عشق سقوط و شروع یک رابطه طولانی مدت یا که ما و از داخل منفجر شدن دوستی ما فراتر از نقطه بازیابی. من در نهایت گفت: بله پس چیزی بدیهی است که تغییر کرده است. اگر من می گویند که رابطه جنسی, آیا یک لحظه اثر منفی بر دوستی ما.

سارا: من نمی خواهم بگویم منفی اما من می خواهم بگویم نامشخص و نا امید کننده. زمانی که من 15 من درمانگر به من گفت که انتظارات تبدیل به خشم بنابراین همیشه از آن من سعی می کنم به نگه داشتن انتظارات من کم است. و من فکر می کنم ما هر دو در مکان های عجیب و غریب با زندگی ما ساخته شده است که چه اتفاقی می افتد بین ما بسیار مطمئن نیستید. من به یاد داشته باشید که نا امید با شما.

Scout: این که عادلانه است. من مستقیم با شما. من هنوز بدانند تفاوت بین رابطه جنسی و عاشقانه. من هنوز هم هستم. من فکر می کنم ما خوب بود و لذت بخش اما من آن را نسبت به تجربه های جنسی در گذشته است. و ما رابطه بسیار متفاوت بود از آن زمان تا حدی به دلیل آن بود تا متقابل و آمرزنده و برابر — من حدس می زنم من مورخ بسیاری از مردم غالب بود و حساب با سوال از چه جنسی می تواند به این معنی اگر آن را در مورد غالب بودن یا تسلیم. اگر جنسی را می توان چیز دیگری که در آن من مناسب است ؟ و به بالا از آن همه خاموش, ما بسیار مشابه و رقابتی است. درست بعد از ما تا در دام شما شروع به دیدن کسی که من تا به حال له عظیمی در …

سارا: من ؟

Scout: بله شما بود. و دیدن شما با این شخص دیگر که من هم فکر می کردم فوق العاده بود داغ بیرون آورده و این واقعا ملکی طرف من. من حسادت از شما برای گرفتن با او, اما او نیز دیوانه است که شما نمی گذاشت من است. من فکر می کنم من درونی ما صمیمیت در راه من یادآوری شد فقط در سال گذشته در جشن تولد خود را: شما رقص اخیر خود را با شریک زندگی و احساس من این موج از حسادت. بدیهی است که ما هنوز هم دوستان خوب, اما من تعجب می کنم اگر حسادت همیشه یک بخشی از آن است. این یک راه است که جنسیت را lastingly بر روابط ما.

سارا: من با شما موافقم. من فکر می کنم من رنجش بعد از من سعی به برقراری ارتباط و مستقیم باشد و آن را متقابلا. در آن زمان من فکر می کردم “خوب دیده بانی نمی خواهید چیزی بیشتر با من و من نیاز به دریافت بیش از آن.” من سمت چپ برکلی برای شکستن زمستان بسیار غمگین در مورد شما. و سپس نشستم با احساسات من در مورد ما. من دیدم شما به عنوان هوشمند و بنابراین عجیب و غریب — به طوری که هیچ چیز بیشتر محقق با ما, من تا به حال بسیاری از خشم. اگر ما هر دو در اینجا و ما هر دو مانند یکدیگر چرا ما نمی توانیم بفهمیم ما می تواند باشد ؟

Scout: آیا شما فکر می کنم ما باید داشته باشد ؟

سارا: من نمی دانم. این همه پس از اتصال درست است ؟ همه مردم من را با خواب که نیست مردان از جمله شما, شد, ساختمان نسبت به چیزی. آیا شما فکر می کنم ما باید داشته باشد ؟

طلایه دار: که ما باید با توجه به آن غلغله? [هر دو با خنده]

سارا: [گره]

Scout: من نمی دانم. من فکر می کنم قطعا وجود دارد برخی از راه ما می تواند نگه داشتن رابطه جنسی, و که آن را در غم از دست دادن کسی که شما تا به حال بدون رابطه با دلیل تنش در اطراف آن است. من می خواهم به فکر می کنم ما باید داشته باشد اما در واقعیت ما هر دو تنها برای اولین بار در در حالی که نیاز به تجربه های دیگر. و من احتمالا نیاز به احساس حسادت تماشای شما از کسانی که تجربه های دیگر. آن کار را هر چند من فکر می کنم ؟ ما هنوز هم دوستان است.

طلایه دار Turkel می نویسد: سهشنبه ستون در رابطه جنسی. او تماس بگیرید در [email protected]

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>