نمایش از طریق ویولن

من به یاد داشته باشید اولین روز من ویولن پس از دو هفته به طور مداوم التماس مادر من به من اجازه بازی ویولن سل.

“این فقط بیش از حد بزرگ — ما هرگز قادر به حمل آن به جلو و عقب,” او گفت:. “چرا شما نمی سعی کنید ویولن?”

پس از حدود یک ساعت از تلاش برای توضیح به او که ویولن خیلی کوچک بود شامل همه من استعداد موسیقی او در نهایت من برنده بیش با وعده بستنی. هنوز از وضعیتی وخیم از من سازش (و یا به عنوان من آن را به نام بازگشت به “شکست”), من به مدرسه رفت و صبح روز بعد هنوز هم هیجان زده به دریافت یک ابزار واقعی و رایگان از من ضبط ناشی از “Ode to Joy” جهنم.

من به یاد داشته باشید که چگونه براق و سیاه و سفید این موارد بودند. اگر من به آنها را برای مدت طولانی به اندازه کافی, من می توانید ببینید من در آینده به عنوان بزرگترین ویولونیست تا کنون راه رفتن زمین (را که چایکوفسکی). بعد از مدرسه سال شد تا من مامان متوجه من فداکاری برای ویولن و تصمیم گرفت که من تا به حال خودم ثابت به اندازه کافی برای او به پرداخت برای درس های خصوصی. پس از صحبت با برخی از پدر و مادر بر روی زمین, او یک معلم بود که مایل به دانش آموزان جدید و من شادترین پنجم کلاس آماده برای تحقق من پیشگویی دستاوردهای. من به یاد داشته باشید کسانی که در کلاس های بهترین بودن نقاط ابتدایی و هر هفته من نگاه به جلو به رفتن به عقب.

پس از چند ماه از ایجاد مهارت, معلم من به من گفت که او دانش آموز ویترین آمدن بود و که آن زمان برای من به انتخاب قطعه من می خواستم به انجام. شما به معنای واقعی کلمه نمی تواند به من گفت هر چیزی که: من رسما یک ویولونیست! ما scavenged از طریق هر قطعه به من آموخته بود و آنها را یکی یکی به پیدا کردن یکی من تسلط داشت. پس از ما آن را طبقه بندی شده اند کسانی که در هفته منتهی به نمایشگاه احساس می کردم که یکی طولانی و دردناک تاری.

روز بالاخره آمد اما صبح که احساس مانند آن را در زمان یک میلیون سال است. ساز و برگ من گذاشته شد در بستر از شب قبل از و من آزاردهنده راه می رفت به عقب و جلو در اتاق پدر و مادر در انتظار مادر من آمده است ، سه ساعت بعد از آن ما شد و در نهایت در ماشین برای آنچه به نظر می رسید مثل همه پنج ثانیه قبل از اینکه ما وارد درب به تلاوت.

همانطور که ما در را باز کرد همه هیجان من به سرعت راه داد و تبدیل به اضطراب. نگاه کردم مادر من و او به طور معمول پوست زیتون شد و در حال حاضر سایه نور قرمز — یک شاهکار آسان برای صورت خال خال با کک و مک. ما نمی گویند اما ما می دانستیم که: ما تنها دو نفر از رنگ در اتاق بیش از 50 نفر در یکی از متنوع ترین شهرهای کشور است. بود که اولین بار من با تجربه که تنها سیاه و سفید بچه در اتاق اما من به زودی آموخته آن را نمی خواهد آخرین.

من همچنان به بازی به دبیرستان, اما من تا به حال تجربه مشابه خارج از درس موسیقی. در حالی که مصرف AP و افتخارات کلاس من و خواهرم را به خانه می آیند و تجارت داستان در مورد چگونه معلمان می ناشیانه خیره در ما جهت پس از خواندن N-word یا چگونه کل کلاس را در جهت به نوبه خود زمانی که معلم ما پیشنهاد یک سوال که تا به حال هر چیزی را از راه دور برای انجام مسابقه.

حتی زمانی که ما نمی باید پاسخ معلمان را محور بیانیه ای از ما. هر وقت این اتفاق افتاد ما را ارز به نظر می رسد با یکی دیگر سیاه و سفید بچه در کلاس: چرا آنها در حفظ و درخواست ما ؟ مانند سلام ما فقط دانش آموزان — ما در حال یادگیری بیش از حد! اما ما تنها سیاه و سفید بچه ها در کلاس درس و هر کس آن را می دانستند. ما تنها منبع خود را برای یک چشم انداز در خارج از همگن از کلاس درس. پس از همه, ما, واقعی, تنفس, مردم سیاه و سفید! من فکر می کنم آنها به معنای خوبی است اما کسانی که نیت خوب تنها تا کنون ساخته شده ما احساس مانند آزمایش. مثل ما غیر خودی است که به اندازه کافی خوش شانس را شامل می شود این جایزه نشانه.

اما اگر این شانس آنها می توانید آن را نگه دارید. وجود دارد بدون هیچ دلیل خوبی برای وجود دارد که تنها یک بچه در یک رسیتال ویولن و یا در یک AP کلاس 30. دسترسی به برنامه هایی مانند AP کلاس درس ویولن و کلی پیشرفته برنامه های علمی است که به شدت محدود برای BIPOC دانش آموزان — و هنگامی که شما به عقب کشیدن حجاب از tokenism آن نمونه نژاد پرستی به خود هسته است.

به تنها شخص سیاه و سفید در یک فضای علمی نشان می دهد که زشت واقعیت “تنوع” مناسب و بدون ورود — آن را یک نما خالی بهر ژست. به این دلیل است که دانش آموزان سیاه پوست فاقد درایو و یا استعداد اما به دلیل مناسب منابع اختصاص داده نشده را برای عدالتی که ریشه های تاریخی دروغ در unaddressed ساختاری نژاد پرستی. ایجاد و شرکت در باشگاه است که بندر و اولویت بندی دانش آموزان سیاه پوست در فضاهای سفید شده است یکی از تمرکز دارد و در آن باعث می شود در غیر این صورت تنها تجربه عادی تر. اما گنجاندن نمی تواند — و نباید — توقف وجود دارد و نه باید آن را از دانش آموزان است.

در آغاز من سال اول در دانشگاه, من به یاد داشته باشید ایستاده در مقابل درب کلاس اول من فقط به عنوان من انجام داده بود در آغاز تلاوت. که تنها شخص سیاه و سفید در اتاق هرگز ساخته شده من احساس خاص — من فقط احساس تنهایی. به عنوان من نشستم من اسکن اتاق با خودت امیدوارم و فقط می خواهم که ما قفل شده است ، من به سرعت تغییر صندلی.

Savon Bardell می نویسد: دوشنبه ستون در تجربه بودن یک دانشجو در دانشگاه برکلی است. او تماس بگیرید در [email protected]

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>