‘Assalamu alaikum هیچ oink برای من’

من نفرت خوک. من هنوز کاملا مطمئن نیستم که چرا من از آنها بدم میاید. من مطمئن هستم که یکی از دلایل باید آنها را از ممنوع بودن مصرف شده یا مطرح شده در برخی موارد در اسلام. من معمولا سوال در مورد دلیل اینکه چرا بعضی چیزها ممنوع است اما وقتی که می آید به خوک ها من قبول هر گونه پاسخ, از جمله, اما نه محدود به “آنها کثیف ترین حیوانات همیشه.” من حتی قبول بدون هر گونه سوالات بیشتر شواهد بیشتر “منطقی” و “علمی بر اساس” پاسخ هایی مانند “آنها رشد کرم ها در داخل آنها را به عنوان طولانی به عنوان 10 متر است.”

زمانی که دوست من گفت: “خوک حرام” این اولین بار من از شنیدن این عبارت است. من فکر کردم: “خوب.” ما هر دو مسلمان هستند و ما به خوبی آگاه از این واقعیت است. توسط خوک, اما, او به معنای پلیس. و که بلافاصله ساخته شده کامل حس به من. من ممکن است بیشتر با شک و تردید پاسخ در مورد خوک ها, اما زمانی که آن را به پلیس وجود ندارد بسیار به شک و تردید در مورد. او سپس شروع به آواز خواندن یکی از Nicki Minaj را در شعر “Assalamu alaikumهیچ oink برای من است.” ما شروع به تعجب که آیا Minaj شد استقبال از آموزه های اسلام و یا تماس با پلیس لغو شده است. اما در هر صورت زمانی که من را تا لغو, من هم تماس برای لغو درونی پلیس نقاب از چهره درونی خود را خوک که surveils آهنگ و شکار.

من نوشت: یک قطعه دو ماه پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان; آن بود نامه ای به مادر. من به او گفتم که من بدن “غفلت گونه از جنس.” من هنوز هم نمی دانم که چگونه من تا به حال شجاعت و سپس به اشتراک گذاشتن چنین شخصی قطعه با جهان, اما من آن را مشاهده کنید به یک نشریه به هر حال. انتظار نداشتم به طوری که زمانی که من دریافت پذیرش ایمیل من نمی دانم که چگونه واکنش نشان می دهند. من فقط به حال به یاد بگیرند که چگونه به مقابله با دانستن یکی از حقایق خواهد بود بر روی صفحه نمایش برای همه برای دیدن. من فکر نمی کنم در مورد این قطعه دوباره تا زمانی که دوست من پیامک من حدود دو هفته پیش.

او از من خواست مراقب باشید. یکی از دوستان او می دانست که او دوست من و برخی نامشخص “مردم دیگر” فرستاده بود او را به یک لینک به آن قطعه. او می خواست مستقیم تایید از او در مورد هویت جنسی و تمایلات جنسی. نه او و نه من می دانم که کسانی که “مردم دیگر” شد. آنچه ما می دانیم این بود که من قطعه ای بود که مورد بررسی و تحقیق با استفاده از شواهد و پرس و جو از منابع توسط غریبه کامل است که ظاهرا فقط نمی تواند نشستن با ایده من از آمدن به این باور در 18 سال, که جنسیت نمایشی.

اما هر زمان که پلیس آورده است تا من فکر نمی کنم اولین نفر من سن تمیز کاری اینترنت و کنجکاو به زندگی من. به جای من تصویر بزرگ امکانات و لباس شخصی غریبه با اسلحه. آنچه که من به رسمیت نمی شناسد این است که پلیس نیست و فقط از طریق این امکانات و مردم است. این تداوم و نرمال از طریق فردی عمل می کند; هر کس حامل پلیس در درون آنها. همه ما می دانیم خوک که پلیس و نظارت زندگی روزمره ما است. این مردم هستند که محصولات سیستم های قدرت آنها را بت و اقتباس شده است. به عنوان فیلسوف میشل فوکو یک بار نوشت: این قدرت “می رسد به دانه از افراد لمس بدن خود و درج خود را به اقدامات خود و نگرش خود را گفتمان یادگیری و فرایندهای زندگی روزمره.”

برای نشان دادن چگونه جوامع مدرن تابع فوکو با استفاده از استعاره panopticon. این panopticon یک طراحی معماری توسعه یافته در قرن 18 به صورت های مختلف انضباطی و کنترل سیستم ها اعم از زندان به مدارس. این است که چگونه کار می کند: یک برج در مرکز احاطه شده توسط سلول. نگهبانان در این برج می توانید از طریق هر سلول به طور کامل نامرئی توسط زندانیان. در این راه وجود ندارد و شکنجه مورد نیاز برای اجرای نظم و انضباط — زندانیان مجبور به پلیس رفتار خود را با دانستن آنها همیشه تحت نظارت است.

ما پلیس سانسور و نظارت بر راه ما فکر می کنم صحبت کردن و حرکت می کند. بدن ما با توجه به فوکو تبدیل شده اند مطیع; آنها به طور کامل تسلیم. این docility یک نتیجه مستقیم از آگاهی ما از بودن surveilled به طور مداوم توسط panopticon گارد. نگهبان می تواند یک پلیس یا یک فرد تقلید و اجرای اعمال نظارت و پلیس انجام شده توسط دولت است. ما جذب و ارسال مقاله ما به کسانی که نگهبانان شخصی نیست انتخاب است. بلکه آنها راه برای اطمینان از ایمنی ما در جوامع که در آن هر عمل در برابر قدرت را در کنترل می تواند مورد استفاده قرار گیرد برای ما توجیه خروج, شکنجه یا زندان.

من نمی توانم فکر می کنم از یک مثال بهتر از روزنامه نگار و فیلمساز Assia Boundaoui است مستند “احساس بودن تماشا.” Boundaoui قطاری از تجارب خانواده مسلمان در بریدگویو, ایلینوی, که تحت نظارت FBI برای بیش از یک دهه قبل از 9/11 و هنوز هم در حال تماشا. ثابت و تحقیقات پلیس در این خانواده تا به حال تحمل سمت چپ آنها هیچ چاره ای جز جذب: اصلاح ریش خود را خود را خاموش مانتو و اجتناب از هر چیزی که شبیه خود را در ارتباط با اینکه مسلمان یا عرب. این تسلیم است نه تنها یک نتیجه از انتزاع از وزارت امور خارجه انجام ندادی. آن را نیز یک نتیجه از پلیس انجام شده توسط افرادی که آزار و اذیت و پیگیری هر کسی که حاضر به تسلیم به این نظارت است.

همه ما بهره مندی از حمل و تداوم سیستم های مختلف از ظلم و ستم. درک ما از آنها و ما خواستار لغو آنها باید دست در دست با به رسمیت شناختن نقش ما در حفظ آنها. بنابراین مهم نیست که چگونه شما احساس می کنید در مورد خوک ها نمی شود یک.

خالد Alqahtani می نویسد: دوشنبه ستون در مبارزه با استعمار. با آنها تماس بگیرید در [email protected]

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>