مبارزه با آن را

“شما یک میمون.”

خواهر من نشسته بر روی یک صندلی بزرگ, کره بادام زمینی یک قاشق. من متوقف برش من موز و نگاه کردن. ابتلا به چشمان من لب های او حلقه sinisterly.

من باریک, معدن, تجارت بی سر و صدا من چاقو برای سیلیکون کاردک.

“دوباره بگو.”

او لبخند متلک من با یک انگشت وسط.

“شما شنیده ام من.”

من خودم راه اندازی در غلغلک او طرف به عنوان او فریاد می زند و لام و کره بادام زمینی بر روی صورت من. من پایین هستم. او ورقه را از من گرفتن. من پرتاب در او را با کاردک امید به زمین جامد با کف دست زدن در پشت او. اما افسوس که او بیش از حد سریع است.

پس از چند دقیقه از یکدیگر را تعقیب ما هستند و هر دو ضعیف محکم ما, شکم, از خنده. این ما میکرو “دعوا” زبان ما از sisterly love. ما مطرح شد به آشکار ما اختلافات و بازیگوش ما محبت در banterous اشکال. “ما بسیار پر انرژی ،

من روسی با مادر, سکس با بالا شوروی استخوان گونه و بادام به شکل اوراسیا چشم — پشت آنها یک تایگا بلیزارد. بین خود سخت ویژگی ها — یک قلاب بینی و ضخیم قوسی ابرو — ایران من پدر بنادر داغ چرخش طوفان شن. آنها مخالف آنها هستند و بنابراین آنها اختلافات در حال انفجار است. برادر من خواهر من ترکیبی از این دو را به ارث برده و خود را از قدرت.

ما آتشین, خانواده, خون, داغ, دل, تورم, گونه, قرمز, زبان تیز عضلات و تاندون ها سفت و ناراحت. ما تجربه احساسات به طور کامل عروق به صورت امواج شور و شوق است که عبور از طریق ما. ما در لحظات متحد, جشن و شادی بدن ما حلقه با خنده ما چشم چین و چروک و لب های ما کشش بیش از دندان های ما به ما فریاد زدن و خروپف.

عرصه استدلال این است که در آن گرما در گلوی حاکم بر بدن ما است. مانند یک cacophonic تصنیف داغدار “f— شما”s سوت می زند و از “احمق و احمق” با گلوله کمانه دار زدن از سقف و دیوار و فرش همراه با کوبیدن درب و stomping, پاشنه, تعداد کمی از بسیاری زدنی rattlings هایش در سراسر خانه ما.

گاهی اوقات من تعجب می کنم که چگونه خانه ما این است که هنوز هم ایستاده است. من تعجب می کنم که چگونه دیوارهای آن مدیریت را به دست نخورده باقی بماند پس از سال ها از جذب همه ما طوفان — لود کلمات صدمات به تپش برای تلفن های موبایل از ما.

من تعجب می کنم اگر همه آرام آشتی گرفتار spiderwebs در گوشه و کنار در حال برگزاری خانه ما با هم. شاید تقدیرنامه از “ببخشید” زیر لب به هر یک از دیگر شانه در میان آنها هستند. شاید عذر خواهی که هرگز زندگی داده بودند اما بی سر و صدا از طریق تجلی گوشه ای از لبخند یک خاضع نگاه مجبور آغوش یک غلغلک دادن مبارزه و یا یک شکلات مربع تضعیف سراسر جدول وجود دارد بیش از حد.

من تصور ما درگیری اثبات است که همدلی رشد می کند در کنار طغیان. ما واکنشی; ما الکتریکی هادی. ما جذب یکدیگر احساسات و پروژه آنها را بیرون دوباره. با ما باشید تا به طور یکسان — همان خون در حال اجرا را از طریق همه ما — و در عین حال ما برخورد بیش از ما ناچیز تفاوت.

در ایالات متحده — خود را ناکارآمد ناهمگن خانواده از فرهنگ و مردم — تفرقه جنگ اجرا می شود شایع است. در تمام ابعاد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی این کشور عمیقا احساس می کند حتی انفجاری احساسات هر بشکه است که از طریق آن است.

از اعتراض به جنگ ویتنام به سیاه و سفید زندگی می کند توجه به حرکت کشور ما دارای سابقه ای طولانی از فوران باعث آن بی عدالتی. ایالات متحده شناخته شده است آن, سیگار, مشت خود را برای بزرگ و عمیق است که مصرف و فریاد و regurgitates آرمان.

اما آن را به دور از ایده آل ملت است. ایالات متحده همیشه شیفته خود تصویر کمال به عنوان یک رهبر جهانی است جدا از شهرت خود را. در تلاش برای نجات چهره به ماندن بگیرید پیش برای حفظ قدرت سیاسی آن حاضر به اذعان خود را کاملا.

چه واقعی ایالات متحده, اما یک چیز عجیب و غریب ترکیب سعادتمند مدینه فاضله و استارک ،

اگر چه وجود دارد بسیاری از چیزهایی که ما را تقسیم که ما اختلاف نظر دارند بر است و ما شرمنده از ما باید درک کنیم که کسانی که نه چندان قشنگ قطعات بسیار واقعی است. Glossing بیش از آنها را در حمایت از حفظ یک تصویر بی عیب مضر است. آن را استمرار غیر ممکن است و کمال آن در واحد خانواده و یا در جای دیگر, و آن را بیشتر تقسیم us; رونق ناکافی شرح زیر کت و شلوار.

برای مدت زمان طولانی من فکر می کردم خانواده من, پر انرژی, رفتار شد آنومالی. من خجالت به دوستان رانده شده توسط یک ترس بیهوده و بیمعنی خانواده مجادله فعال غیر منتظره انفجار. هیچ کس دیگری تا به حال به هر دلیلی به عشق آنها را به طور کامل به عنوان من برای به تاخیر انداختن قضاوت. من فکر کردم هر کس دیگری داشتم و آن را با هم بودند و ما آنهایی که عجیب و غریب است.

یک شبه مراجعه به کالج را در شمال کالیفرنیا تأیید من نگرانی. خانواده اش خوردند تقریبا تمام وعده های غذایی خود را با هم و پدر و مادر خود را به نام هر یک از دیگر “عسل است.” احاطه شده توسط overabundant سبکی, خوشمزه, در خانه, ظروف و قشنگ پدر, جوک, من هرگز مطمئن شوید که اگر کامل والدین ارائه مشاهده کردم چیزی بود که خانواده ها در مجموع donned هنگامی که بازدید کننده در اطراف بودند و یا اگر هر کس دیگری بود واقعا کمتر هرج و مرج. هر کس می داند پویایی خانواده نیست, سازگار, اما نه همه آگاهانه این را درک می کند. من قطعا نمی.

تلاطم اجتناب ناپذیر است. ما زندگی می کنند, نفس, وجود دارد در تضاد است. در ایجاد آن را تصویب و پیامدهای آن نهفته است ما تاریخ بشر است. اگر آن را بخشی از ما و ما بسیار بشریت جنگ باید خطاب نمی قند-پوشش داده شده است. قبل از پذیرش دیگران به عنوان آنها در حال صرف نظر از اجتماعی و سیاسی و یا تفاوت های فرهنگی ما باید اول خودمان را قبول (و خانواده های ما) با تمام کاستی ما.

من فکر می کنم از همه طوفان خانواده من مصرانه خواست بیش از میز شام تمام نیمه تمام وعده های غذایی, قطع تقلا از جنگ است. من فکر می کنم از همه آتش سوزی گرمای مادر من آغوش باز. عشق وجود دارد و حتی در این جنگ است. سوال این است که چگونه ما به عنوان آمریکایی پیدا همدلی و زمینه های مشترک در عرصه جنگ ؟

الکساندرا ساشا Shahinfar می نویسد: دوشنبه ستون در چند فرهنگی. او تماس بگیرید در [email protected]

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>