بنابراین، شما با فانتزی خود خواب

من مست ترين کسي بودم که تو حافظه اخير مياد چون يکي ديگه ميخريد یک دوست مرا به بار جدیدی در اوکلند (به آرامی محله، به ناچار) که در آن نوشیدنی ها کوچک و گران قیمت بودند و با نام ادبی مبهم آمد دعوت کرده بود. “با من بیا، دوست من قبل از این در شب گفته بود. “من نميخوام تنها برم” من به اونا نياز نداشتم که الوده بشن، هرچند که گذاشتم.

ما برای اولین بار زمانی که آنها 20 ساله بودند و من 15 در آنچه که من در حال حاضر تنها به عنوان “اردوگاه شعر اشاره می کنند” ملاقات کرد. من موبنفش داشتم، بیشتر شورتال ها را ورزش می کردم و هرگز با هیچ فرد سن کالجی ارتباط نزدیکی نداشتم. تا اینکه به اردوگاه شعر های چرب من، البته – خط های گل بنفش و همه، مشتاق، فکر می کنم، به دور کلیشه خودم.

من نمی دانم چگونه آنها را با جاذبه کافی توصیف. آنها زیباترین فردی بودند که من تا به حال دیده بودم، تصمیمی که من تقریبا ً تنها بر اساس راه رفتن آنها گرفته بودم. به روش یخروشان به من نزدیک شدند و به من نشان می داد. نه به این دلیل که آنها الزاما می خواستند: این کار تابستانی برای آنها بود (TA’ing در اردوگاه شعر) و ما در حالی که در اطراف پردیس راه رفتن صحبت کوچکی انجام داد. ماه جولاي بود، پس من به يه چوب دستي نياز داشتم. اونا بدون تردد بهمن پول دادن و مزه انار ميداد

هفته بعد صرف شد، برای من، تلاش برای نزدیک شدن به آنها. دوست من یکی از اولین و شدیدترین وسواس های من را علامت گذاری کرد. آنها از من بزرگتر بودند، اما نه آنقدر که کاملا غیر ممکن به نظر می رسید. نه اینکه من می دانستم منظور “آن” چه بود، یا بود: من هنوز در مورد تمایلات جنسی من بسیار به نظر نمی. جذبه فقط یک احساس بود، و من اجازه می دهم آن را مصرف کند.

ما در تماس بوديم، اينجا و اونجا ویلیام بلیک را برایم فرستادند و درباره دوست دخترشان به من گفتند. من نامه های گاه به گاه خودم را با صدای آهسته و روشمند آنها را می خواندم.

اين رابطه ما هيچوقت زيادي صميمانه نبود اما این سنجاق کبود بود — من فکر نمی کنم من تا کنون به عنوان با هر دیگری لاس زدن سخت است. این لاس زدن با آنها، در واقع، که باعث شده است من به این باور معاشقه مهارت قابل آموزش به honed، کامل، flipped در و خاموش است. استراتژیک است، و وقتی که من در، من خستگی ناپذیر است، که یکی از راه های مورد علاقه من می شود.

البته می دانستم که علاقه من بیشتر به من است تا آن که درباره آنها بود. آنها “ریشه من” بودند – کسی که باعث می شود غیر ممکن است برای شما به چشم پوشی از چگونه همجنسگرا شما هستند. من مطمئن نیستم که چرا موهای ارغوانی (یا اردوگاه شعر تحت اللفظی) به اندازه کافی شواهد برای من نشده بود. اما در هر صورت، مي دونستم که مي خوام اونا منو بکنن آرزويي که از بي شباهتي اش به قدرت زيادي دست مي داد برای آنها، من یک کودک بود که چاپلوسی خود را فراموش کرده بود و نیاز به نشان داده شدن در اطراف.

تو بار تو ياوکلند مست تر از اوني که توي حافظه ي اخير بودم، براي اولين بار توي بيشتر از يک سال با دوستم بودم آن غیر منتظره و کمی بی سابقه بود، اما آنها نیاز به یک محل برای اقامت، و من آنها را به این کار با من دعوت. و حالا من از صندلي منگاه نگاهميکردم کنارشون توي بار بوگي، اون طرف ميز از عمه دوست دختر سابقشون و دوست پسر خاله دوست دختر سابقشون. نپرس من اصلا نميدونم چرا اونجا بودم تعجب کردم که عمه و دوست پسر ما را چطور ديدند. ما بايد به نظر مي ومديم که با هم بوديم من توي حلقه ي مناسب بيني همجنس بازهام، هر دوي ما يک طرف غرفه

دوست پسر مشکل ساز بود، به عنوان دوست پسر تمایل دارند. پس از یک نظر به خصوص ناخوشایند، من خودم را چنگ ید دوست من زیر میز پیدا کردم. اونا چنگم رو پس گرفتن و از اينجا نکشيدن در طول یک ساعت بعد، من به هر قسمت از دست خود را لمس. پس مچ دستشون اونا با دست شونه هاشون رد شلوار جینم رو گرفتن و اگه این بود، اگه این به اندازه ای که من می تونستم بهشون نزدیک بشم، راضی بودم.

اما ما سکس کرديم ما در آشپزخانه های صنعتی به اندازه هم قفس ساخته شده در دقیقه ما به خانه و سکس مست طبقه بالا بود. می دانستم همسایه هایم می شنوند و چند نفر ما را دیده اند که نزدیک به این استودن می بوستیم و می غریم. احساس پيروزي ميکنم “چه شانسی داریم که سکس داشته باشيم؟” من از هم اتاقيم خواسته بودم دوستم رو بهش معرفي کنم اون بهمن 20% احتمال داد، آماری که هنوز به خاطرش نبخشیدم. اما مهم نيست من اين کارو ميکردم لخت جلوي خيال پردازيم

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>