‘او فردا می میرد’ wallows در dread وجودی

درجه: 3.5/5.0

اگه يه روز براي زندگي ت مونده بودي چيکار مي کردي؟ این یک فرضیه آشنا است، اما در فیلمنامه نویس-کارگردان امی Seimetz هیجان انگیز روانی “او فردا می میرد، ” این سوال جاذبه جدید یافت شده است.

صحنه های اولیه بر روی ایمی (کیت لین شیل) تمرکز می کند، الکلی بهبود در میان عود. منبع بحران او احساس ی ناخوشایندی است که او، آنطور که از عنوانش پیداست، فردا می میرد. امی خودکشی نمی کند – در واقع، او می خواهد زندگی کند. با این حال او اصرار دارد که زندگی خود را در حال به پایان می رسه. چطور یا چرا امی می داند سرنوشت او بسته است فراتر از نقطه است. برای همه مقاصد و مقاصد، ما او را در کلام او را: او به خوبی به عنوان مرده است.

وقتی دوست هنرمندش جین (جین آدامز) به دیدنش می ره، امی خبر بد رو بهش می شکنه. جین فوراً ایمی را باور نمی کند، اما به زودی احساس می کند که با همان تصور خزنده دست به دست می شود. هنگامی که جین تصادف جشن تولد خواهر زن خود، الگوی ادامه می یابد و بیماری روانی گسترش بیشتری می یابد. جین مهمانان را آلوده می کند، به آنها اطلاع می داد که او هم، می داند که محکوم به فنا است: «راهی که می دانید روز بعد در حال سرماخوردگی است، اما هنوز ضربه ای نخورده است.»

*پیش علم بی مکر و بی مکر پیش زمینه ی سیمتز اتفاقی تاسف بار است، اما تجربه ی مشاهده برای آن بهتر است. اگر “او فردا می میرد” در جنوب توسط جنوب غربی جشنواره فیلم در نظر گرفته شده است، که به دلیل همه گیر coronavirus لغو شد، اکتشاف deft خود را از شخصیت های مختلف پاسخ به مرگ و میر تازه آشکار خود را ممکن است تا به طور مشخص یرزن. فیلمنامه ی سایمتز بیشتر از طریق تصویر کردن دست های هم دست ش از موضوعات دشوار و غافل از نظر رفته مانند گناه والدین، عاشقانه های مرده و بیماری روانی اشتباه فهمیده شده موفق می شود.

اگرچه آن را اتخاذ کنوانسیون های متعددی از هیجان انگیزهالیوود، “او فردا می میرد” بیشتر از یک روانگردان درمانی است. با مرگ یکهو که بر جین و دایره اجتماعی اش می افتند، همه آنها از روی ادب و ادب، به طرز وحشیانه ای صادق می شن، هم با هم و هم با خود. کنوانسیون های اجتماعی که زمانی دیکته اقدامات خود را از دست داده اند ارتباط خود را از دست داده اند، و وضوح کشنده اجازه می دهد تا شخصیت ها به سوزاندن پل در شیوه هایی که در یک زمان قابل ارتباط و farcical.

“او فردا می میرد” نمایش حس منحصر به فرد طنز با تزریق overarching fatalism با لحظات ی کمدی های پوچ سیاه و سفید. به عنوان امی می آید به شرایط با او به سرعت نزدیک شدن به مرگ، به عنوان مثال، او فهرست آنلاین فروشگاه برای کوزه مناسب مد روز. سپس، او تغییر نظر خود را — او را ترجيح می دهد به یک ژاکت چرمی تبدیل شود، چرا که حداقل او می تواند “مفید در مرگ باشد.”

ایمی یک ایستادگی آشکار برای نام او، فیلمساز، که ایمی را با باورپذیری طبیعی imbues است. حس منحصر به فرد شخصیت و همکاری مکرر او شیل خالی در عین حال عملکرد بیان با هم کار می کنند تا کاملا امی در صحنه های باز کردن – او نوع از کسی است که در او بی نظیر ملانچوله، در زمین دراز می کشد و به سوابق وینیل موتزارت در تکرار گوش می دهد. به همین ترتیب، آدامز با کفایت با شوخ طبعی خشک و حس بی نقص زمان بندی، جین را بازی می کند.

با وجود شروع قوی، با این حال، خط Seimetz به زودی اجرا می شود از هر گونه ایده های جامد است که می تواند در خدمت به شرح زیر در این مورد. “او فردا می میرد” است چشمگیر شات و ویرایش، با استفاده از یک جدول زمانی غیر خطی برای ایجاد تکه های چشم انداز های سیخ شده است که به زندگی در نئون به ارمغان آورد. ترتیب هیپنوتیزم پسران موندو از موتزارت “Requiem in D minor” که به طور مناسب بر روی بستر مرگ آهنگساز نوشته شده است، همراه با یک نمره اصلی درونی، هر صحنه را با هتک و تاثر پر می کند. با این حال برای این همه هنر و صنعت، “او فردا می میرد” نمی کند پیش از آن به اندازه کافی دور. هنگامی که باید در یک نقطه می رسند، Meanders داستان Seimetz را به esoteric، هر چند هنری، انتزاع.

واضح است که “او فردا می میرد” به شدت intensely personal شخصی به Seimetz. با این حال ، شخصیت های او را به اندازه ای روح جستجو برای انجام است که آنها را ترک تماشاگران پشت سر. در حالی که آن را حفظ برخی از تاثیر خود را به دلیل رویکرد بی اهمیت Seimetz به مکالمات بیشتر از بیشتر وير دور از, آنچه که عمدتا تکان دهنده تصویر او از بشریت به عنوان قادر به مواجهه با حقیقت های ناخوشایند تا زمانی که آنها اجتناب ناپذیر است. در یک عصر از کلاس های آنلاین و دور شدن اجتماعی، “او فردا می میرد” کار می کند زیرا آن را در خلق و خوی امی جمع به عنوان “آن را خوب است. منظورم اينه که، خوب نيست. فقط هست.”

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>