‘پروژه قدرت’ است perplexingly ضعیف ابرقهرمان rehash 88801100011088 درجه: 2.5/5.0 فیلم جدید نت فلیکت به نام «قدرت پروژه» به کارگردانی فارغ التحصیلان “فعالیت ماورایی” هنری ژوست و آریل شولمن یادآور آثار قبلی سازندگان آن است. این یک فیلم ژانر است که تصمیم گرفته تلاش برای اضافه کردن عمق به tropes تاسیس و کنوانسیون است، اما مانند حق رای دادن وحشت طولانی مدت، شکست نهایی فیلم برای رسیدن به ظرایف تعریف کننده ترین ویژگی آن است. داستان در ابتدا به دنبال رابین (دومینیک فیش بک)، یک فروشنده دبیرستانی “قدرت” است که در اعماق توطئه پیرامون داروی جدید و تنظیم نشده رانش می کند. او یک همدم بی میل در هنر (جیمی فاکس)، یک شورشی مرموز به دنبال از بین رفتن کسانی که در پشت عملیات خطرناک است، پیدا می کند. در اوج “قدرت پروژه”، آنتاگونیست اولیه، گاردنر (امی لندکر)، یک تک گویی آشکار ارائه می دهد که به طرز دردناکی توسط اعداد است، برای یک خط پرتابی واحد صرفه جویی می کند. در واقع طرح او آزمایش قرصی است که به مصرف کننده اش قدرت منحصر به فرد و غیرقابل پیش بینی در طبقه پایین تر نیواورلئان می دهد. او این طرح را با اتفاقی که برای هنریتا لاکز افتاد، یک بیمار سرطانی سیاه پوست مقایسه می کند که نمونه های سلولی اش بدون رضایت او در دهه ۱۹۵۰ گرفته شده است. این قطعا قیاس موضوعی جالب است، اما “قدرت پروژه” خوب است با محدود کردن اذعان نژادپرستی پزشکی به این خط یک خاموش است. این هدر دادن مواد بالقوه جالب یک الگو در سراسر فیلم است. بین زرق و برق دار آن، سکانس های بصری technicolor و اعتراف رقص مبارزه عالی، “پروژه قدرت” nods به مواد موضوعی قانع کننده تر – اما، فیلم محتوا انجام بسیار کمی با آن است. انتقاد از فیلم به دلیل کمبود عمق موضوعی ممکن است گمراه کننده به نظر برسد، اما احساس می کند که فیلم تلاش می کند در جهت عمیق، در نهایت فاقد اعتماد به نفس برای این کار باشد. این نتیجه در سطحی سرگرم کننده، اغلب کورنی و lackluster rehash از tropes ابرقهرمان و کنوانسیون های ژانر. یکی از خیره کننده ترین مسائل فیلم این است که چگونه نتواند سرنخ های خود را مشخص کند. فرانک شیور (جوزف گوردون-لویت)، افسر پلیس نیواورلئان که در مورد سوء استفاده از مواد مخدر درون بخش خود تحقیق می کند، نمونه ای نخست است. گوردون-لویت از اولین لحظات شخصیتش بر روی پرده به نظر می رسد که انگار بهترین برداشت کلینت ایستوود خود را انجام می دهد، نکته ای که به طنز توسط شخصیت های دیگر در افتتاحیه فیلم اذعان شده است. اما وقتی تقلید «هری کثیف» تقریباً به میزان شخصیت پردازی شیور برای بقیه فیلم است، این بیت خودآگاه را به میانبر عجیب غیرممتناطع به شخصیت تبدیل می کند. اگرچه گوردون لویت ارائه عملکرد کاریزماتیک، فیلمنامه گیج کننده کم عمق او را چند لطف می کند. به همین ترتیب گیج کننده پیوند بین دو شخصیت اصلی دیگر است. در حالی که آرت به دلیل شباهت های بین او و دختر گمشده اش به رابین متصل می شود، «پروژه پاور» دلیل کمی برای متقابل کردن پیوند به رابین می دهد. این امر منجر به چند لحظه واقعاً سورئال در دومین عمل فیلم می شود که در آن رابین به طور غیر قابل توضیحی شروع به همدلی با آرت می کند که برای تمام مقاصد و مقاصد، آدم ربای خشن او ست. بیشتر اوقات، این دو به نظر می رسد به سادگی از روی ضرورت طرح همکاری می کنند، تنها درخشش یک کانون توجه در مورد اینکه فیلم چقدر هدف کمی به رابین فراتر از عمل اول می دهد. این جهان سازی در زمان های قانع کننده است، اما در غیر این صورت ناهماهنگ و خسته کننده است. اگرچه این فیلم تلاش می کند تا توضیح دهد که چگونه قرص تیتولار آن کار می کند، اظهار داشت که DNA حیوانات را در کاربر فعال می کند، این تنها سوالات بیشتری را در مورد توانایی های بیشتر خارج از آنجا دارو مطرح می کند: تصور اینکه چگونه DNA حیوانی به یک انسان اجازه می دهد سه برابر قد خود را در اختیار داشته باشد، یا سود تکاملی احتراق خود به خود را به دست آورد، سخت است. [محتوای جاسازی شده] عدم خودآگاهی آشکار در این ناهماهنگی ها منجر به برخی از ناخواسته ترین سکانس های خنده دار فیلم می شود. هنر، به عنوان مثال، تلاش می کند به معرفی باور نکردنی خود را، زمان خم ابرقدرت با شبیه کردن خود را به میگو، uncannily حفظ امضای خود را رفتار پسر سخت است. قدرت های دیگر و الهامات حیوانی خود را به طرز عجیبی کم استفاده, و یا از به ظاهر هیچ جا در آشفته و در عین حال سرگرم کننده غیر sequiturs ظاهر می شود….

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.net

ایندکسر