s Aمن زدم پشت سوم ودکا رد بول من در بیش از حد شلوغ ، عرق نوار شیرجه رفتن به موسیقی متن تی درد ، من خودم را در حال سقوط به روال همه بیش از حد آشنا و لحظه ای فراموش کرده ام که در آن من بود. بعد چشمانم از ورزشکار بلوند افتاد که با دست هایم لاس می کردم. در بین انگشتان من غیر روحانی لوازم جانبی معمول شب من از تازه نورد — و از نظر قانونی خریداری شده — مشترک ، اما سیگار دست نخورده است. من در کیپ یا اسپتس نبودم بلکه در نیمه راه سراسر جهان در فلورانس ایتالیا بودم.

من هم مثل بسیاری از دانشجویان آمریکایی قبل از من، در ژانویه گذشته به ایتالیا آمدم و انتظار داشتم در یک ترم خارج از کشور دگرگون شود.

حتی با تمام رشد من می خواهم در سه سال من در UC برکلی تحت, من اغلب مانند یک کودک بیش از حد رشد کرده masquerading را از طریق پردیس احساس. نميتونستم بفهمم کي قرار بود بالاخره بالغ بشم تا آخر عمرم خواهم بود

به هر حال، چطور تونستم؟ باشگاه های بیش از حد بسیاری برای پیوستن به وجود دارد, کلاس های بیش از حد بسیاری را, ایده های بیش از حد بسیاری برای عاشق شدن با. هر بار که من سعی کردم چیزی جدید من شگفت زده در چگونه من را از طریق زندگی بدون آن رفته بود؛ هر هفته من با افتخار اعلام زندگی من به نحوی توسط آن رمان من در نهایت از طریق تبدیل، که فیلم من دیدم و یا آن سخنرانی من شنیدم.

یک برنامه پس از برنامه ای دیگر وعده یک ماجراجویی در حال تغییر زندگی در فلورانس را داد: زادگاهسانس، خانه دانته، گالیله و مدیچی. من آماده بودم . آماده برای تبدیل شدن به بزرگسالان با فرهنگ من می دانستم که من می تواند: کسی که می تواند شراب جدا از یکدیگر توسط چیزی غیر از نقاط قیمت خود را بگویید, با اعتماد به نفس صحبت می کنند زبان دیگری و به زحمت مونتاژ ساز و برگ.

من تنها کسي نيستم که به اين فکر ميکنم . ایتالیا دومین مقصد پیشرو در خارج از کشور برای آمریکایی ها است و هر ساله از نزدیک به ۳۷ هزار دانشجو استقبال می کند. به عبارت دیگر، این تقریبا تمام جمعیت های کارشناسی برکلی و استنفورد با هم ترکیب شده اند.

هفته های اول من در خارج از کشور را می توان فصیح به عنوان سفر کشف خود و واقع بینانه به عنوان یک ظرف غذا داغ توصیف شده است.

مثل GBO در یک جهان خارجی موازی احساس می شد. دوستی های مادام العمر در زیر ۲۴ ساعت ساختگی شد و عبارات و سلام های محلی به سرعت به واژگان روزمره جذب شدند؛ مسکن کوچک و گرفتگی برای حرکت به و برنامه های اتوبوس جدید و نقشه برای حفظ وجود دارد. و کلاس هایی که در طول ثبت نام فریبنده به نظر می رسید ناگهان در یک کلاس درس خارجی و ناآشنا کمتر تحریک کننده به نظر می رسید.

پرتاب به قلمرو ناآشنا ، من — و به ظاهر هر دانش آموز آمریکایی دیگر — در بر داشت پناهگاه که ما را به یاد خانه : مهمانی. سرمایه گذاری را از طریق مرکز شهرستان در هر شب داده شده و شما می خواهم آن را به توسط آمریکایی های مست گرفته شده است. رهبران جهت گیری حتی به ما هشدار داده بودند که بیرون رفتن به باشگاه هایی مانند رد گارتر به عنوان غوطه ور کردن خودمان با فرهنگ محلی به حساب نمی آید. حدس بزن هر دوشنبه حداقل نصف برنامه رو کجا ميتوني پيدا کني؟ گارتر قرمز .

ویروس، به نظر می رسید، اهمیتی نمی داد که سفر قهرمان ایتالیایی ام را به پایان نرسیده باشم.

این همه بخشی از تجربه بود، من به خودم گفته بودم؛ چه راه بهتری وجود دارد برای ارتباط با محلی از سوار شدن بر پشت Vespa خود را در 3 صبح؟ حتی اگر من رفتار مانند یک نوجوان unhinged، من صرف روز مضطرب تعجب زمانی که تبدیل من به بزرگسالی در نهایت رخ می دهد.

یک صبح چهارشنبه از کلاس صرف نظر کردم تا جلوی “پریماورا” بوتیچلی بایستم. ميدونستم که نميتونم فلورانس رو ترک کنم بدون اينکه ببينمش همانطور که من زیبایی و بلوغ ونوس را به شستن بیش از من، من بازتاب خود من در شیشه زل زدن اشتراوسه به من خال خال.

مشکل من بود. من مثل یک گیرنده منفعل در انتظار برس مایع بوتیچلی و زیبایی تابشی زهره عمل می کردم تا به نوعی مرا از طریق اسمز تبدیل کنم بدون اینکه فعالانه در چنین فرایندی شرکت کنم. من دوباره به هویت دختر حزب کالج افتاده بود من می خواهم در سراسر اقیانوس سفر به حرکت گذشته چون ترس من از تغییر بسیار ترسناک تر بود.

و بعد، درست مثل اون، بعد از اينکه تجلي ام رو توي گالري اوفيزي داشتم، کروناويروس بر ايتاليا فرود اومده. ویروس، به نظر می رسید، اهمیتی نمی داد که سفر قهرمان ایتالیایی ام را به پایان نرسیده باشم. ترک یک زندگی جدید که تازه شروع به شکل گیری می کرد دلخراش بود، اما می دانستم خوش شانس هستم که خانه ای امن و دوست داشتنی دارم که می توانم در یک لحظه به آن بازگردم.

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de