عشق در عمل

زنگ قلاب میان عشق بزرگترین نظریه پردازان ادعا میکند که "کلمه" عشق "است که اغلب به عنوان تعریف یک اسم" ولی "ما

توسط NEWSWORLDS در 9 تیر 1399

زنگ قلاب میان عشق بزرگترین نظریه پردازان ادعا میکند که "کلمه" عشق "است که اغلب به عنوان تعریف یک اسم" ولی "ما همه را دوست دارم بهتر است اگر ما با استفاده از آن به عنوان یک فعل." عشق (از همه نوع) است که بیش از یک احساس او می گوید:. این عمل یک عمل در حال انجام تعهد — که در تجربه ما به نظر می رسد متفاوت برای افراد متفاوت است.

غزل: خود من حالت پیش فرض از محبت است effusive: دست و wordsy. در کنار کسی که من در مورد مراقبت از من خارش توانم ستایش نکته من سر بر روی شانه های خود را استراحت دست خود را پا. یکی از دوستان نزدیک ما همیشه می گوید: "شما می دانید ما رسیده نوع خوب از زمانی که غزل است که در اطراف بوسیدن هر کس در این گونه است."

من هرگز احساس دامنه یا فرکانس من محبت cheapened آن است. آن را همیشه می آید از یک محل واقعی حساسیت از احترام برای اتصال.

اما من شناخته شده به اجازه می ترکد از محبت ایستادگی در برای مرتکب عمل عشق است. من نقش برآب کردن سمت چپ و هم اتاقی در من بیدار برای پنجمین روز صبح در یک ردیف غفلت داشتن به زمان برای یک مکالمه واقعی در تمام طول هفته به انتظار من سریع درخواست "من عاشق yous" و بوسه های من را رها کنید در بالای سر خود را به حفظ ارتباط ما.

مادلین: هرگز وجود دارد هر روز که من شک چگونه عمیقا غزل مراقبت برای من. او عشق است که همیشه کامل نیست, اما آن را سخاوتمندانه است. عشق هرچه غزل: او تأکید خستگی ناپذیر شفاهی تسکین دهنده هر گونه نگرانی که آنچه که من انجام اشتباه است و یا شرم آور است. حتی در روزهای بد او قطعات یدکی یک لحظه برای یک تنگ خوب صبح در آغوش گرفتن و یا یک فراق بوسه بر روی گونه.

این عشق در همه آن گرما واقعی است مست در اول (و حتی هنوز هم سه سال بعد).

اما در حالی که من می توانم جبران آن محبت است نه غریزی حالت از محبت است. معدن ساکت تر است زیرکانه.

به نظر می رسد مثل این: در راه من طبقه بالا با یک فنجان قهوه من زیرچشمی نگاه کردن سر من در اطراف همخانه من را نیمه باز درب. او با تکیه به سمت آینه dabbing sap سبز سایه چشم در پلک. من از او چگونه است و او آه و تبدیل آن بزرگ چشم به صورت من.

هر بلندی انتساب و یا در دستور کار است آواره در ذهن من با این بیان و من لگد درب او را کمی بیشتر باز کنید. "چه خبر؟"

بحث ما برای آینده 10, 20, 30 دقیقه, کشف آنچه تا به برافروخته تاکید کرد و یا غمگین ، زمانی که یکی از ما به ناچار احضار برخی از وزوز اطلاع رسانی و یا قریب الوقوع مهلت ما در آغوش گرفتن و وعده به ادامه صحبت کردن بعد. و بعد از آن ما است.

این چیزی است که من دوست دارم وعده: من در اینجا خواهد بود. اگر آن را گاهی اوقات مربوط توسط یک "دوستت دارم" و یا فشار است که گوشت آن است. آن زمان توجه و علاقه است. این است که چرا, شاید, تخت من است به تازگی عمل به عنوان یک plopping محل که در آن مشاوره ازدواج و مشاوره را وارد کنید و به دنبال شرکت یا راحتی.

که وعده داده شده است که آسان برای حفظ گاهی اوقات هنگامی که یک عشق جدید و هیجان انگیز و یا زمانی که برنامه من این است که نسبتا روشن است. و گاهی اوقات آن است که: من overpromise تعهد زمان من بیش از حد بسیاری از مردم و حرفه. من از شما اجرا از کلاس به کار پریشان کافه meetups و هر دقیقه از زمان داده شده و احساس می کند مانند چیزی است که با توجه به دور. در بدترین از این لحظه من شروع به نادیده گرفتن تمام تماس های تلفنی و لغو همه برنامه های.

چون راه من عشق است نسبتا آرام این تغییر توجه احساس با صدای بلند. ناگهان زمان صرف شده در جای دیگر احساس می کند مانند یک رد شکسته وعده. وقتی که من (به ناچار) نیاز به اطمینان کسانی که من دوست دارم که من آنها را دوست دارم, من سعی کنید به آن را در راه است که آنها را درک. این زمانی است که من نگاه به غزل و دیگران که عشق گرمی و آشکارا. من آغوش و بوسه و ناب; من به آنها بگویید من آنها را دوست دارم.

غزل: آن را به من طول می کشد تعجب, هنوز, چگونه کاملا دوست داشت من احساس می کنم زمانی که مادلین مجموعه وظایف خود را کنار گذاشته و به نظر می رسد حق من واقعا گوش دادن به آن به گوش من. او در این تماس به صورت نامحسوس اما من فکر می کنم آن را بزرگ, یکی از قدرتمند ترین من شناخته شده است. گاهی اوقات با وجود همه محبت و تمام کلمات در اختیار من من در از دست دادن چگونه به جبران آن است.

با گذشت زمان هر چند من آموخته ام به ادغام غریزی حالت دوست داشتن با افراد دیگر زبان عشق. مادلین به من آموخته به گوش دادن به ایستادگی و نگه داشتن فضا برای هر چه می آید.

یکی از ما مشاوره ازدواج و مشاوره احساس می کند بیشتر دوست داشتم هنگامی که از آشپزخانه است که طول می کشد آن را به عنوان یک توهین شخصی که روی نیمکت بالشتک askew. من به خصوص ناراحت کمی از ظروف سرباز یا مسافر: خرده برای من شیرین تایید است که کسی در اینجا زندگی می کند و می خوردند نان تست کردن کانتر شب گذشته. اما در به نام عشق, من آن را به یک عادت به رفت و برگشت من خرده وحی به نزول است.

من می توانم هنوز هم "دوستت دارم" بسیاری هنوز قطره مقدار زیادی از بوسه در تاپس از من سر دوستان. من هنوز هم فکر نمی کنم تکرار کاهش قدرت خود را. اما من تا به گسترش طیف وسیعی از راه من تصویب و ارتباط من عشق من فراتر از زانو حرکت تند و سریع effusiveness برای مطابقت با آنچه باعث می شود دوستان من احساس دوست داشتنی.

**

راه عشق ما به طور غریزی — غزل را احساساتی اظهارات و شدید graspings از دست مادلین سازگار باشد unjudging توجه — اغلب چیزهایی که در ابتدا قرعه کشی ما را به هر یک از دیگر.

اما به عنوان قلاب به ما یادآوری می کند آن را به اندازه کافی فقط به احساس عشق ما پایان اجازه دهید آن را نشت در راه است که به طور طبیعی به ما. هنگامی که ما تصمیم به عشق کسی که به طور فعال ما متعهد به یادگیری آنچه باعث می شود آنها احساس دوست داشتنی و تنظیم خود ما و رفتارهای درآمده است. ما متعهد to ساختمان عمل سازگار عشق در سراسر حالت های مختلف: ساخت زمانی که ما مطمئن هستیم که ما باید آن را مرتب کردن اتاق نشیمن زمانی که ما مطمئن هستیم به آن نیاز دارد آن را ترک فوق العاده قهوه در گلدان.

غزل فلپس و مادلین گرگوری co-نوشتن دوشنبه ستون نوع از عشق است. با آنها تماس بگیرید در [email protected]



tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de
آخرین مطالب